من سردم است...

من سردم است

و انگار هيچ گاه گرم نخواهم شد ...

ای يار،

ای يگانه ترين يار،

آن شراب مگر چند ساله بود؟

.................

دلم پر از غصه است...

.................

من اشتباه کردم . پست قبلی را نبايد ميذاشتم.

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حميد و رومينا

وااااااااااااااااااااااااای خدای من ، تو چقدر عوض شدی

بهار

سلام ممول خانم.می شه به ممول گفت خانم؟ شايد بايد گفت کوچولوی عزيز کاش غم گذرا باشه.بدا به حال اونها که غمشون با عمرشون همراه بشه.

setareh

سلام ممول جوون......اين غصه ها ميگذره....هميشه وقتی دلم ازشدت غصه دردميگيره بخودم ميگم خوبيش اينه که ميگذره....توهم همينوبگو....فدات شم خوشمل خانوم....بای

محمد

سلام خوبی ممولی؟ بابا چرا ناراحتی؟ نبينم قصه داشته باشی!

...

روزبه

سلام.از وبلاگت خوشم اومد.راستی ممول يعنی چييييييی

ياسر

سلام موول عزيز اميدوارم که حالت خوب باشه . مارو که خونه ی خودت دعوت نميکنی ! اما شده از خودت بپرسی اصلا دنبال چی هستی ؟ اصلا چی از خودت ميخوای ؟ نکنه تو هم دنبال اين هستی که ديگرون از تو چی ميخوان ! هنوز واسه زندگی خيلی وقت داری ! هنوز زوده مثل من پير شی ! موفق باشی .

ياسر

يادم رفت يه چيزی رو بهت بگم ! نميدونم تو از اون دسته آدما هستی که از غصه فرار ميکنه و نميذاره طرفش بياد و يا اينکه باهاش رفيق ميشی ! اما بد نيست بدونی بهتره که باهاش رفيق شی ! البته اميدوارم هيچ وقت سراغت نياد اما ... ! من که خودم سعی کردم باهاش کنار بيام ! و اگه الان يه روز بهم سر نزنه دلم براش تنگ ميشه ! ولی اگه بدونی دنبال چی هستی و چی از خودت ميخوای و اگه يه خودت بيای ميبينی غصه چيزی دور از تو نيست ! انگار يه عضوی از خودته که وقتی به سراغت مياد در عين ناراحتی به آرامش ميرسی ! و اونجاست که حتی وقتی دل آدم ميشکنه باز هم لبخند ميزنه !