have you ever been in Oxford?yea

اينم عکسای دانشگاه ما ! راه افتادم و براتون عکس گرفتم .

اين پارکه کنار دانشگاهمونه . اون سه تا پسرا اون وسطه رو ببينيد . وقتی می خواستيم اين عکس رو بگيريم ما اونا رو نمی ديديم ولی انگار اونا ما رو واضح می ديدن . آخه هی داد می زدن که عکس ما رو نگير !

اينم از پنجره ی يکی از ساختمونامون گرفتم .جلوی دانشگاهه . می خواستم رود خونه معلوم بشه که خيلی خوب معلوم نيست . ولی اگر دقت کنيد می بينيد . ( حميد با اين می خواستم زاينده رودتون رو سوسک کنم .)

اون نرده سبزا رو ببينيد . دانشگاه با اين نرده ها از خيابون جدا ميشه . يه کمی که بريم سمت چپ ميشه جلوی سلفمون . يه دفعه با بچه ها چايی گرفته بوديم و جلوی اين نرده ها همگی به طرف خيابون ايستاده بوديم . از اون طرف( يعنی خيابون ) يه پيرمردی با يه گل گنده تو دستش داشت رد ميشد . هر شش نفرمون رو به دقت نگاه کرد و از جلومون رد شد . بعد دوباره برگشت . گلش رو داد به من و رفت !

اونجايی هم که رود خونه هست ببينيد . اونجا ميشه جلوی دانشگاه . تو اون خيابونه روزی يه دانشجو می ميره . حالا روزی يه دونه که نه . هفته ای يه دونه .15.gif خوب شايدم ماهی يه دونه . سالی يه دونه چی؟ نه دروغ گفتم . تا حالا نديدم کسی اونجا زير ماشين مونده باشه . ولی خودم هر دفعه می خوام از اونجا رد بشم هزار بار ميميرم .

 اينم يه خونه ی قديمی جلوی دانشگاه . الان هم يه نمايشگاه آثار باستانی يا يه چيزی تو اين مايه ها اينجا هست . من که خيلی بهش عشق می ورزم .

اينم همون خونه از يه زاويه ی ديگه .

اينم دانشگاه از يه زاويه ی ديگه . البته همش که نيست فقط ساختمون ما ! اونی که پشت اون کلبه نارنجيه اونه . اون يکی هم که تو دل کوهه يه کتابخونه است .

اينم يکی از پارکهای داخل دانشگاه . پارک کنار ساختمون ما .اون کوه رو ببينيد . ما ديگه تقريبا بالای کوهيم . سز يکی از کلاسامون بوديم . ( از داخل کلاس خيلی خوب ميشه کوه رو ديد ) يه پسره ای تو دل کوه نشسته بود و برا خودش سوت ميزد . گلدخت می گفت اين به عشق تو آمده اينجا . ( من ) جلسه س بعد هم آمد . جلسه ی بعد و همين طوری چند وقتی ميامد . ديگه ديدم نه ! مثل اينکه واقعا به خاطر من داره مياد ! منم بهش گفتم بيچاره تو عمرت دوست پسر به اين وفاداری داشتی ! نه واقعا شماها داشتيد؟

اينم امامزاده ی رو به روی دانشگاه . شمعهايی که نذر می کنم رو ميرم اينجا روشن می کنم .04.gif( من هنوزم نفهميدم شمع نذر کردن چی به کی می رسونه !)

/ 32 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزال

سلام ممل کوچولو...من اپم ..اخ دانشگاه بابا فردا جمعه است مرده هام ازادن ما از ۸ صبح ...خدا صبح تا ۱ کلاس داريم تازه اينجا بايد کولر بزنيم تو اين نم و گرما و استادای صتا يه غاز کی حس دانشگازو داره

elnaz

سلام ممول جان ... تو که يه روزی با کيا صميمی بودی ... حالا چرا کم پيدا شدی و نميای بهش سر بزنی ... راستی من ۱۷ سالمه ... ۲۸ اسفند هم می رم تو ۱۸ دوس داشتی به وب خودمم بيا خوشحال می شم

manda

سلام ممول جونم خوبی ؟ روی ابرها به روز شد منتظرتم

مرضی

چی شده ممولی؟ حالت خوبه؟ کامنتت رو توی وبلاگ محمد ديدم...

Dost

کامنت من کو پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

manda

سلام ممول جونم خوبی در مورد سوالت اکبر پور مهاجم تيم استقلال که توی بازی استقلال و پرسپوليس سوتی زياد داد و آقا يوسف يکی از بچه های وبلاگه که در باره وبلاگم خيلی زحمت کشيد

آدينه بوک

سلام. به فروشگاه اينترنتي کتاب و CD آدينه با تحويل رايگان هم سر بزنيد.