زنگ زدم! به خواهرش زنگ زدم. مطمئن بودم که دلم بهم دروغ نميگه. اولش سلام و

احوال پرسی رو کش دادم نمی دونم چرا. بعد گفتم که برادر شما پريروز اين شماره رو

به من داده و ازم خواسته که با شما تماس بگيرم. اونم منو شناخت .فوری گفت چه

طوری عزيزم؟ گفت که برادرش با خونه در ارتباطه و جريان رو براش تعريف کرده .

اسمش سيامکه. مهندس کامپيوتره و تو پاساژ...( sorryفعلا به دلايل امنيتی نمی

گم) مغازه داره. با يه شريک و الان با شريکش مشکل داره. خوشبختانه اونجا يه آشنا

دارم و راحت می تونم پرس و جو کنم که راست ميگه يا دروغ.

خواهرش (مريم) ميگه که تا هفته ی بعد آزاد ميشه. ولی اگر همه چيز همين طوری

باشه که به من گفت08.gif.....من08.gif05.gif.........08.gif05.gif می خوام برم ديدنش ...زندان!

فائزه يا گلبرگ کدومتون با من می آييد؟

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
golbarg

ممولکم ديشبم که پاي تلفن بهت گفتم رو من همه جوره حساب کن من از امروز تا يکشنبه کلاس ندلرم هر وقت خواستی بری کافيه به من يه اطلاع بدی تا با تو بيام ملاقات اين آقا که با يه نگاه دل ممولی رو برده بوووووووووووووووووووووووووس بوووووووووووووووووووووووووس از نوع بنفش ( چشمک مبذول بداريد ! )

فائزه

منم ميام،هر وقت خواستی فقط بگو ولی يادت باشه هيچی بهم نگفتی.

ehsan

so sorry گلبرگ نمی ياد چون من نمی خواهم گلبرگ يه همچين جاهايی بره در ضمن :ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی .....اين ره که تو می روی به ترکستان است

Hamid & Romina

مراحل ترقی رو داری به سرعت طی ميکنی !!!!!!!!!!!!!!! من اين چند روز نبودم ، چيکار کردی با خودت ؟؟؟؟؟؟؟؟