نفرين به من ، نفرين به تو ، نفرين به عشق من و تو

می شناختش. خوب می شناختش.

خواب شبهایش بود و رويای روزهایش.

به عشق او راه می رفت ، نفس می کشيد و زندگی می کرد.

به اميد او ...

ايمان داشت . به وجودش ، به آمدنش، به عشقش .

به نام صداش کرده بود شبی ...

در خواب، رويا يا واقعيت ...

نامش ، نام ساده و پر معناش يک لحظه از لبهاش دور نمی شد.

همان طور که يادش از ذهن ...

حالا قطعه عکسی و نامی و نشونی از کسی که زمانی ...

همان طور بود که می شناختش.

حالت صورت، چشمها،بينی، لبها و لبخند ...

همان لبخندی که شبی ...

که شبها ...

همان شب که با نوزده شاخه رز سفيد به ديدارش آمده بود.

و شب بعد که دست در دست هم تمام کوچه های شهر را پياده پيموده بودند.

و شب بعد و شب بعد و شب بعد ...

می دانست که او نمی تواند. پس خودش بايد کاری می کرد.

با نوزده شاخه رز سفيد و نشانی در دست راهی شده بود.

تمام راه را به اين فکر کرده بود که آيا او هم ...

و حالا از هميشه به او نزديک تر بود. اما خيلی دير ...

خالا او و يک عکس و نوزده شاخه رز سفيد و خاکی سرد ...

و يا نه !

خيلی زود ...

او و نامی و لبخندی و رويای يک عمر ...

SBP0004869

/ 39 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفيسه

حالا چرا نوزده شاخه گل؟این ایهام داشت یا نکته خاصی که ما نگرفتیم؟

نفيسه

حالا چرا نوزده شاخه گل؟این ایهام داشت یا نکته خاصی که ما نگرفتیم؟

ماندانا

سلام مرسی که سر زدی بازم سر بزن من لوگوتو قرار دادم!

دختری از ماه

سلام.....مرسی که بهم سر زدی بازم از اين کارا بکن.. من کامپیوتر ميخونم -تهران-علمی کاربردی...ترم آخر

مهناز

سلام منم بازی؟آخه من مرده بازی خیلی دوست دارم بچه که بودیم همش مرده بازی می کردیم همو می ترسوندیم...راستی چرا هر جا می رم تو هستی؟بابا شهرت جهانییییییی...من اگه بخوام بلینکمت کیه که بگه نه؟؟؟؟؟می دونستم...کی جرئت داره به من بگه نه

¤`·.¸¸.·´-¯-`·.جز تو هیچی نمی خوام¸¸.·´-¯-`·._.·¤

واقعاْ ايــــــــــــــــــــــــــــــول اقا ای ول ای ول ای ول ای ول ای ول ای ول ای ول ای ول باز بگم ای ولل به اين وبلاگ توپ تازه از نوشته هاتم معلومه از اون بچه باحال ها هستی /(چشمک)

ماندا

دلت گرفته آيا خيلی ژر احساسه

فرناز

سلام اگه دلت خواست به من هم يه سری بزن در ضمن ايميلم بزنی خوشحال می شم.