سلام.راستش من زیاد اهل فال و تعبیر خواب و اینجور چیزها نیستم.ولی نمی دونم شما هم اینو تجربه کردید یا نه؟یه وقتایی که وجود آدم پر ازغصه است فکر می کنه(من)که به آخر دنیا رسیده ، یه فال یا یه خواب به ظاهر بی ارزش می تونه یه جرقه ی امید باشه و  روحیه ی آدم رو از این رو به اون رو کنه.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گفتم که آدمی نیستم که بخوام دنبال تاًبیر خوابام باشم.ولی چند وقت پیشا یه خواب عجیب دیدم.

عرضم به حضورتون که پدر بزرگ بنده6یا 7 سال میشه که فوت شده.من واقعاُ پدر بزرگمو دوست داشتم و دارم.و تصوری که از عالم بچگی هام از ایشون توی ذهنم مونده    یه مردکامله.

خواب دیدم که پدر بزرگم تازه فوت شده بود و طبق رسمی که بود (البته توی خواب من) ما نباید جسدشو تا 4 یا 5 روز خاک می کردیم.من خیلی اصرار داشتم که ما جسد پدر برزگ رو برای این مدت توی خونه نگه داریم.به خاطر اصرارهای من بابا مامان هم قبول کردن.

حالا ما تو خونمون یه جسد داشتیم.از طرفی پدر بزرگمون بود و خیلی برامون عزیز بود و از طرف دیگه جسد بود.یه مُرده و واقعاُ وحشتناک بود.من توی عالم خواب هم واقعاُ ترسیده بودم.

صبح با حال خیلی بدی از خواب بیدار شدم.ناراحتی هنوز توی وجودم بود.و واقعاُ عاجزم از توصیف حالی که داشتم.توی دانشگاه نتونستم سر کلاس بشینم.زدم بیرون و رفتم کتابخونه دنیال کتاب تعبیر خواب.

تعبیرش خیلی جالب بود.می دونید یه چیزایی  به صورت خیلی بدیهی توی ذهن آدم هست ولی خیلی جالب و تاًثیر گذاره شنیدن  همین بدیهیات در قالب کلمات و واژه ها.(30.gifاووووووووه 30.gifچی گفتم04.gif) ولی جدی برای من که همین طوره.

نوشته بود که خواب مرده دیدن از خواب مرگ دیدن هم بدتره.چون مرگ خودش یه جریان عمله.ولی مرده از هر چیزی بی روح تره.و در نظر اول اینکه  ما گاهی اوقات مرگ بعضی عزیزارو باور نمی کنیم و اونا بعد از مرگشون توی خواب ما میان تا مرگشون رو به ما بقبولونن.

ولی قسمت دوم برای من خیلی جالب تر بود.واون این بود که همون طور که آدم ها می میرن و با مرگ عمرشون به پایان میرسه ,رابطه ها و خاطره ها هم نا گزیر از مرگن.و همون طور که نگه داشتن یه مرده توی خونه ,جسم آدم رو مریض  می کنه ,نگه داشتن یه خاطره ی مرده توی خونه ی ذهن هم ,روح آدم رو مریض می کنه.

همون طوری که ما یه قبرستون داریم که مرده ها رو توش خاک می کنیم ,توی ذهن هم باید یه قبرستونی برای رابطه ها و خاطره های مرده داشته باشیم.و بازم همون طوری که (حالا اگه دوست دارید همین طوری که03.gif) بعضی از مرده ها برای ما خیلی عزیز بودن بعضی از خاطرات نیز هم.(30.gif18.gif)  این خوبه که گهگاهی ازشون یاد کنیم.ولی باید اینو  بدونیم و قبول کنیم که اونا مردن و رفتن و

الان دیگه چیزی نیستن جز یاد.

...............................................................

اااااااااااااااوووووووووووووووووووه ه ه ه ه ه ه ه ه   بالاخره تموم شد.35.gif

/ 4 نظر / 6 بازدید
avesta

عزيزم متن هات خوبه و داری يه جواري با راحت نوشتن با مخاطبات ارتباط بر قرار ميکنی .اما از اونجايی که من آدم ناراحتی هستم ترجيح ميدم نوشته هام احساسات خودمو در لحظه نوشتن بيان کنه نه اينکه خودمو تو روال خوانده هام قرار بدم البته نيلو جان نوشتن شخصيه و هرکسی باب سليقيه خودش مينويسه اما تو نوشته های تو نکته جالب راحت ارتباط برقرار کردن مشخصه. در هر کجا که هستی هميشه بنويس .اين رو من هميشه ميگم . راستی حتما هر مطلبی رو که اضافه کردی برام بفرست تا بيام و بخونم و هيچ وقت نگران عقب موندنت از وبلاگ نباش بزار قلم خودش بخواد اگر بخوايی عجله کنی ممکنه که کمی خراب بشه پس هميشه با صبر و حوصله بنويس. از نظرتم ممنون دوستدار تو اوستا

بابك

با ياد و نام پروردگار يکتا . من خيلی از اين فلسفه ها سر در نمی آورم اما نظر ديگر دوستتون را تاييد مي کنم: شما بنويس هرچقدر که توان نگاشتن داريد. پيام ديروز را هم جواب دهيد لطفا ! به اميد روزی که برای گرفتن امضا از شما صف ۲ کيلومتری تشکيل بدهيم !

siamak

راستش اصلا نخوندم چی نوشتی همين طوری چشم بسته عالی بود

mahsa

عالی بود منتظريم.