در اتاقی که به اندازهی يک تنهاييست

دل من

که به اندازه ْ يک عشق است

به بهانه های سادهْ خوشبختی خود می نگرد

به زوال زيبای گلها در گلدان

به نهالی که تو در باغچهْ خانه مان کاشته ای

و به آواز قناری ها

که به اندازهْ يک پنجره می خوانند...

                                     فروغ

/ 3 نظر / 4 بازدید
kia

salam.khoshbehalet ke deli be in bozorgi dari.akhe harchi fekr mikonam deli ke andazeye eshgh bashe nabayad kheili koochik bashe.

golbarg

رو به روی من نشسته ای و آه می کشم / روی لحظه های عاشقم نگاه می کشم . لرزشي گرفته ذوقم از تموج نگاه / هی مرتب اشتباه اشتباه می کشم. آفتاب هم تبسمش کم است مبهم است / پاک می کنم و آه پشت آه می کشم ..... هميشه عاشقی اينجوری بوده و شايد زيباييش هم به همين بوده