first_01.gif

در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و
نه آفتاب،
ما
بیرون زمان
ایستاده ایم
با دشنه ی تلخی
در گُرده های مان.
هیچ کس
با هیچ کس
سخن نمی گوید
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.


در مردگان خویش
نظر می بندم
با طرح خنده ای،
و نوبت خود را انتظار می کشیم
بی هیچ
خنده ای!

/ 0 نظر / 4 بازدید