راز من

گفت: تو واقعا یه پرنده ی کوچولویی .میدونی؟!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

گفتم پرنده دير يا زود بالاخره می پره . می دونی؟!

 

گفت : نه! من بالای پرنده ام رو می بندم تا به خونه ی تازش عادت کنه.بعد دیگه

 

خودش دلش نمی خواد که بپره.

 

گفتم: پرنده رو اگه بالاش رو ببندی می میره .می دونی؟!

 

گفت : پرنده مردش هم برای من پرنده است. مهم اینه که توی دستای من باشه.

 

بازوش رو دورم حلقه کرد و گفت : احمق کوچولو نمی دونی چقدر دوست داشتنی

 

هستی.

 

این حرفش منو توی فکر برد.

 

با حالت سمی عاشقانه کنارم نشست و گفت:دوباره تو مخ کوچیکت چی داره

 

میگذره؟

 

نگاهش نکردم. خودش فهمید که ذهنم درگیر واژه هاست. گفت بخون برام. وقتی

 

شعر می خونی خیلی آروم میشم. بخون . همونی که تو ذهنت هست رو بخون .

 

می دونستم از شعری که تو ذهنم می گذره خوشش نمیاد. و از طرفی می دونستم

 

که کل کل کردن فایده ای نداره. یه شعر از فروغ براش خوندم:

 

هیچ جز حسرت نباشد کار من

بخت بد بیگانه ای شد یار من

بی گنه زنجیر بر پایم زدند

وای از این زندان محنت بار من

 

/ 7 نظر / 10 بازدید
amin(^_*)

سلام واقعا عالی بود تحت تاثير قرار گرفتم خيلی خوب می نويسی . موفق باشی . آري ، آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه نا پيداست من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست !!!

هیربد ایرانی

سلام خدمت ممول خانومی متنت خيلی زيبا بود با آقا امين هم موافقم آری آغاز دوست داشتن است...

غزال

ممول عزيزم سلام...اما يادت نره بهش بگی دوست داشتن و اسارت؛ فاصله شون بيداد می کنه!...راستی ممول چه طرحها که تو اين بلاگ بيچاره پیاده نمی کنی!...جريان جشنواره هه چيه؟...حداقل لوگوشو کوچيک تر کن...بنده خدا بلاگت دراز شده!

romina

سلام عزيزم...خوبی؟اين پستت يه جورايی با بقيه فرق می کنه!!!(چشمک)شما هم بعله؟!!بابا نترس هنوز کسی از مادر زاده نشده که بتونه بال ممولی رو که من شناختم بتونه قيچی کنه(بازم چشمک) سال نو مبارک گلم...

Hamid & Romina

سميرا جان ، چيکار کردی با قالب ؟؟؟ اين کانتری که خود پرشين بلاگ گذاشته که توپه توپه ، تا حالا روش کليک کردی ؟ يه آمار باحالی ميده اصلا کف ميکنی . اين قالبی که الان روبروی منه ، تا نصفه های تصوير کانتر رو نشون ميده :-) فکر کنم اگه برش داری بهتر باشه .

elham

با وجود اينکه واسم تکراری بود...از خوندنش لذت بردم.(سال نو مبارک!)

مظاهر

وبلاگ قشنگی داری ... ممول memol ياد اون سرياله کارتوني بچه گيم افتادم... دانشگاه تجريش بوديد ...