هرکی خربزه می خوره پای لرزش هم ميشينه!

دو سال پيش آمده بود و يه چيزايی گفته بود  . من هم همون موقع جوابش رو دادم  و به ظاهر همه چيز تمام شده بود . حالا بعد از دو سال دوباره شروع کرده. اين بار انگار قات ( من راستش دقيق نمی دونم که قاط درسته يا قات يا غات يا  غاط!) حالا هرچی ؟ghat زده. می گفت نمی ذاری من درس بخونم !  گفتم من چه کار دارم به درس خوندن تو؟! گفت : خيلی کار داری . من به خاطر  تو درس نمی خونم به خاطر تو نميرم سر  کلاس  و ... ( واقعا  من چه طوری می تونم کسی رو که اين همه کار به خاطر من می کنه رد کنم ؟) ديروز هم به آتنا گفته من به  خاطر اون نه ترمه شدم . نرفتم سر  کلاسم و استاد حذفم کرده ! آتنا می گه می خواستم بهش بگم نه ترم که خوبه . من اولين بار که قيافت رو ديدم گفتم اين عمرا بتونه ده دوازده ترمه تمام کنه !

169034.jpg

ببينم شما اگر به يه غذايی خيلی علاقه داشته باشيد و در عين حال بهش حساسيت هم داشته باشيد چه کار می کنيد؟ من که دلم رو زدم به دريا و تا جايی که دلم می خواست خوردم. به هر کس هم که می رسيدم با ذوق  و شوق می گفتم من به بادمجون گوجه و فلفل حساسيت دارم . و لی سه تاشون رو با هم خيلی دوست دارم . پريروز سرخشون کردم و خوردمشون.ديروز هم يه عالمه کشک و بادمجون خوردم . مامان به اندازهُ سه نفر غذا درست کرده بود و من سهم دو نفر رو کامل خوردم .تا اينجا قضيه خيلی خوب بود و هيچ مشکلی نداشت . از اينجا به بعد بد ميشه . از ديشب به بعد که تمام بدنم پر شده از کهير.:(( ديشب خيلی بد بود . نمی تونستم بخوابم :(( ولی خوب با همهُ اين اوضاع احوالات الان ناراحت نيستم . مهم اينه که تا جايی که دلم می خواست بادمجون خوردم.:D

انقدر اين چند روزه همه تو دانشگاه همه بهم گفتن بد اخلاق و اخمو و از اين جور حرفا که ديروز تصميم گرفتم از در دانشگاه که وارد شدم لبخند روی لبهام بنشونم. و همين کار رو هم کردم . ولی دو سه دقيقه ای که گذشت ، گفتم الان همه ميگن اين دختره ديوونه است که خودش با خودش اين طوری می خنده و راه ميره. بگن اخمو بهتر از اينه که بگن ديوونه. نه؟ پس بی خيال خنده همون اخم رو عشق است . ( ولی به خدا من اخمو نيستم . ابروهام اخموان .  چه کار کنم؟ اصلا شما بگيد من اخمو هستم؟)

/ 19 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شايد دوست قديمی

بعضی وقتا آدما خيلی دلشون برای دوستای قديميشون تنگ ميشه ... درست مثل الان من ... شايد اين نشون ميده که هنوز ته دلم دوست دارم ... مواظب خودت باش ... اخمو هم نباش

پسری با کفشهای کتانی..!

سلام مموله اخمو و بداخلاق و و از اين جور حرفها! / خوفی؟! / خب ديگه،‌از قديم گفتن هر کی بادمجون ميخوره! پای کهيرشم ميشينه!!! / خوبه که ناراحت نيستی! ايشالا زوده زوده زودم خوب ميشی! / چه هوادارايی داريها!! مواظب باشا!! چند وقت ديگه خودکشی می کنه!! تو نامه مينويسه من از عشق اين دخمله مردم! خونش ميوفته گردنتا!!‌

پسری با کفشهای کتانی..!

چقدر کامنتهای بی نام و نشونت زياد شده!! نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟!

دلتنگ مادر

بايد بری دکتر خوف شی!!!!! اگه دلت خواست جواب ای ميل منم بده

romina

آخی چه جوری تحمل ميکنی عزيزم!!!می دونی...نه تنها عاشقی سخته بلکه تحمل عشق يه نفر ديگه هم مشکله...واسه آلرژی هم من ميگم گور بابای حساسيت و يه شکم نوش جون می کنم!!!خدا بزرگه به هر حال!!!

دوست اون پسره

تو غلت کردی که دوباره آمده سراغ تو درسته که خره ولی نه در اين حد تو هم تو اين خيال ها باش تا ترشيده تر بشی

manda

من نيدونم کيه اما عزيزم خودت ميدونی پس خودت فکراتو بکن ديگه اينکه منم بودم همين کارو ميکردم حسابی ميخوردم و بعد هم ميگفتم گور بابای حساسيت کی بهت ميگيه اخمو مگه ميشه ممول اخمو باشه ولی در بيشتر مواقع اخم کار سازه ها

Hamid & Romina

۱- پس من تا الآن به خاطر رومينا بايد ۱۰۰۰ ترمه ميشدم ۲- کهرا به خاطر بادمجون نبوده ، به خاطر پيدا شدن سر و کله ی همونيه که بعد از مدتها اومده :-) ۳- من که تو دانشگاتون نبودم ببينم اخم ميکنی يا نه ، ولی حدس زده بودم که يه تغييراتی کردی ، واسه ی همين بهت ايميل زدم ۴- به نظرت ، ارزششو داشت که يه يادداشتتو اختصاص بدی به جواب دادان به اون کامنت ، اصلا دوست ندارم تو اون يادداشت کامنت بذارم

عاطفه کبير

سلام خوب راستش تو اصلا اخمو نيستی يک جورايی هميشه منو ياد جودی آبوت می ندازی شادی!!* در ضمن راجع به اونيکی قضيه در جريان نيستم يعنی کيا تو ميگی؟!!! از کنجکاوی دارم می ترکم ديگه همين فقط فعلا با باي!

عاطفه کبير

سلام راستش امشب اومدم بگم که من اونطوريام فضول و کنجکاو نيستم ولی راجع به همينی که گفتی آقاهرو ميگم بنظر می آد خوشت نيومده خوب همين منو ياده اين تجربه انداخت که:* کسی مارو دوست داره که ما دوسش نداريم و ما کسيو دوست داريم که اون يکی ديگ رو دوست داره.* می گی نه نظر سنجی کن فعلا بابای