سلام .

من تصميم خودمو گرفتم.به مريم هم گفتم . امروز با تلفن مريم از خواب بيدار شدم.

گفت که سيامک گفته که دوست ندارم  بياد اينجا . گفته که اصلا نمی ذارن که بياد.و

اگر بذارن هم من بيرون نميام که بخواد ببينتم.

 از اين اخلاق مردها بدم مياد . چرا فکر می کنن که همه چيز بايد اون جوری بشه که

اونا می خوان؟ اختيار من دست خودمه . اينو به مريم هم گفتم.سيامک هم خودش

می تونه تصميم بگيره . يا می خواد منو ببينه يا نه . من تصميم گرفتم که برم پس

ميرم!

با مريم و فائزه قرار گذاشتم . و فردا صبح ـ جمعه ـ می خواييم بريم.

من ميرم حتی اگر بدونم که نمی ذارن برم داخل يا اينکه سيامک نخواد منو ببينه!

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan - ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٤