شنبه هامو به رنگ قرمز در میارم.پر شور و پر انرژی . زمین و زمان رو به هم میریزم.
یکشنبه ها رو زرد. مست خودم و تنهاییم میشم.با خودم فکر می کنم  چقدر خوبه که تنهام. چقدر خوبه که قشنگی های زندگی رو با کسی شریک نیستم.
دوشنبه ها آبین .پاک و رویایی .بهترین فرصت ها  برای  عاشقانه نوشتن.
بعد از آرامشی که روز قبل به دست آوردم سه شنبه ها چاره ای جز این ندارن که صورتی باشن . ناز و دوست داشتنی.
چهار شنبه ها همیشه قوی و منطقی بودم.مثل سبز.سبز یشمی.همیشه تو این روز تصمیم می گیرم که با حساب و کتاب تر پول خرج کنم.چهارشنبه ها برای لذت بردن از آبی آسمون هم دنبال دلیل می گردم.
پنج شنبه های خاکستری رو هممون تجربه کردیم.پنج شنبه ها دلتنگم. خسته از تنهاییام. می گم کاش کسی بود که خستگی ها رو از روی دوشم یر می داشت.
جمعه ها رو با حال و هوای روز قبل شروع  می کنم.با این تفاوت که جمعه اونو دارم. همیشه جمعه های با اون یودن رو سفید می کنم.جمعه ها وقتی پیدا می کنم تا صحبت کنم.تا حرفامو بهش بگم و گریه کنم.از زندگی براش می گم. از بدی هاش.از اینکه چه طوری توی هفته ای که گذشت خورد شدم و اعتنا نکردم.
بهم میگه تحمل کن. تحمل کن چون این خداست که داره  برای زندگی آماده ات  می کنه.اشکامو پاک می کنه و میگه پاشو به صورتت آب بزن و نفس عمیق بکش که فردا
باید بدون من راهی زندگی بشی!

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan - ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٤