در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و
نه آفتاب،
ما
بیرون زمان
ایستاده ایم
با دشنه ی تلخی
در گُرده های مان.
هیچ کس
با هیچ کس
سخن نمی گوید
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.


در مردگان خویش
نظر می بندم
با طرح خنده ای،
و نوبت خود را انتظار می کشیم
بی هیچ
خنده ای!

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan - ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۳