پس لرزه

اول يه کمی بلرزيد تا بقيه اش رو بگم.

دو سه روزی همش زلزله بازی می کردم . يا تمرين زلزله می کردم . مشغول هر کاری که بودم يهو می گفتم يک دو سه و زوووووود می رفتم زير تخت ! ( آخه برای هر کس يه جايی رو مشخص کرديم .و جای من زير تخت خودمه )

عيد تمام شد . کلاسامون شروع شد . روز اول يه تیپی زده بودم که همه دهنشون باز مونده بود . البته دوستام می شناسنم ولی خوب اين دفعه ديگه آخرش بود.کتونی های قهوه ا ی،شلوار لی ٬ مانتوی مشکی ،  سويشرت سبز ، مقنعه ی مشکی ، کوله ی سورمه ای با لاک آبی کمرنگ. تازه همه چيز به اينجا ختم نشد . وقتی نشستيم سر کلاس جورابای سبز جيغم هم معلوم شدن . سمان گفت عجب ستی کردی . ولی انصافا کيفت به شلوارت مياد . که خودم خنديدم و گفتم اونم از دستم در رفته . ( شماها هم اصلا فکر نکنيد که هر چی دم دستم بوده رو پوشيدم ها ! اصلا ! کلی فکر کردم که چی به چی مياد ! )

يکی از پسرای گروه ( بذاريد قبلش بگم که من فضولی نکردم . خودش بلند گفت منم شنيدم ) خوب يکی از پسرای گروه سيزده به در برای همه ی دخترای گروه سبزه گره زده . خيلييی خوبه ! ما تا اين هم گروهيها رو داريم چه مشکلی داريم؟ امسال ديگه همه امون می تونيم به زندگی اميدوار باشيم !

تو عيد يه مهمونايی برامون آمدن . وقتی رفتن همه در موردشون نظر دادن .مادر جون گفت چه عروس خوشگلی . مامان گفت داماد هم خوشگله . مادر جون گفت مادر عروس هم خوشگل بود . منم زود خودمو قاطی کردم و گفتم ولی برادر عروس خيلی بی ريخت بود .مامان خنديد و گفت چقدر دخترا رو دارن ! گفتم چيه مگه؟ من که گفتم بی ريخته ! خوبه نگفتم خوشگله !

کارتاژ ميگه اين حرف k کنار ساعتت چيه ! يه دقيقه صبر کن . ححححححممممممممممميييييييييييييييييييد !                                            ميگم شايد حميد می خواسته برای خود کارتاژ اينجا پيام بذاره . آخه ک که اول کارتاژه . و کنار ساعت گذاشتنش می تونه این معنی رو بده که کارتاژ جونم، دوست خوب مهربونم هميشه  و در هر ساعتی به يادت هستم .

حالا يه بار ديگه بلرزيد .. به آمار صدمه ديدگان زلزله يکی رو اضافه کنيد . در جريان فرار اون شب هی خوردم به در و ديوار و پاهام يه عالمه کبود شدن .

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan - ٧:٤٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٥