کريس دبرگ

كريستوفر ديويدسن در سال 1948 در آرژانتين به دنيا آمد . دوران كودكي را در مالت نيجيريه و زئير گذراند . زندگي در اين سرزمينهاي استعمار زده بر او تاثيراتي نهاد . و بعدها منجر به ترانه هاي تلخ خشن و ضد استعماري او شد . دبرگ پس از جنگ جهاني دوم به عنوان ترانه سرا شناخته شد . درونمايه ي اصلي شعرترانه هاي اوفاجعه ي اين جنگ است .

دبرگ در كودكي به تشويق پدر و مادرش كنسرت هاي تكنوازي گيتا ر برگزار مي كرد . البته مكان اين كنسرت ها يك خانه ي بسيار قديمي بود . و بر اثر همين تشويق ها كريستوفر گام در راه موسيقي نهاد . در سنين جواني در دانشگاههاي مارل بورو و ترينيتي ايرلند در رشته هاي هنر و ادبيات انگليسي و فرانسه به تحصيل پرداخت. پس از اتمام تحصيل به لندن آمد و در سال 1974 اولين قرارداد خود را با كمپاني ََA&Mبراي ضبط اولين آلبوم خود با نام " فراتر از ديوارهاي قصر " امضا كرد . و در همين سال گروه سوپرترمپ را در چند كنسرت به عنوان نوازنده ي گيتار باس همراهي كرد .

آلبوم فراتر از ديوارهاي قصر يادآور كارهاي گروه معروف مودي بلوزاست . ترانه هاي اين آلبوم برخلاف موسيقي پاپ مد روز آن زمان ضرباهنگي آرام و شعرهايي با معنا دارد . در آن زمان شعرهاي موسيقي پاپ بيشتر درونمايه هايي از عشق و سكس داشتند . اين آلبوم در انگلستان توفيق چنداني نيافت . ولي در كشورهاي اروپايي كانادا و افريقا و امريكاي جنوبي با استقبال مردم رو به رو شد . چرا كه مردم ستم كشيده استعمار زده و تهي دست اين سرزمين ها با ترانه هاي كريس دبرگ اشنا بودند . ديگر آلبوم هاي كريس دبرگ" قطار اسپانيايي و داستان هاي ديگر"( 1975) " در پايان يك روز كامل " (1977) و" سرباز جنگهاي صليبي"(1979) موجب شهرت وي شد .

آلبوم" باد شرقي" با مضمون مقاومت در برابر مشكلات يكي از جذابترين كارهاي كريس است . ترانه ي" ديوار سكوت" از سياست هاي هالييوود در بزرگ كردن ستارگان سينماها را زير سؤال برد .ترانه ي زيباي گمرز" يكي از بهترين ترانه هاي دبرگ است . آلبوم " به سوي روشنايي " عميق ترين و تاثيرگذارترين اثر اوست . ترانه ي لطيف " بانوي سرخ پوش" در صدر جدول فروش بيش از بيست كشور دنيا قرار دارد .

اين آلبوم توقع شنوندگان را بالا برد . و روزهاي سختي را براي دبرگ به ارمغان آورد . ولي كريستوفر باهوش خيلي زود خود را از اين شرايط نجات بخشيد . خودش مي گويد :

پس از انتشار اين آلبوم همه از من توقع آلبومي قوي تر و جهاني تر داشتند . با خودم گفتم از اين جدي تر نمي توانم كار بكنم ! احساس بدي بود . احساس نا اميدي ! بايد كاري مي كردم . بايد خودم را از شر سؤال ها و حرفهاي مردم خلاص مي كردم . بايد گوشه اي آرام مي نشستم و كاري را انجام ميدادم كه مي پسنديدم . و همين كار را كردم . من هرگز سفارشي كار نكردم . وتحت تاثير هيچ فشار خارجي هم نبوده ام . من فقط ديدگاه خود را به دنياي بيرون عرضه مي كنم .

كريس دبرگ دنباله رو هيچ سبك خاصي نيست . و هيچ گاه خود را محدود نمي كند .به سبكهاي مختلف و با مضامين متفاوت ترانه مي سرايد . و اجرا مي كند . و همين بي پروايي براي او راهي به قلب مردم باز مي كند . گاه از جنگ مي گويد گاه از عشق گاه از زندگي با حوادثي عجيب و غريب .

A Rainy Night in Paris

شبي باراني در پاريس

It's a rainy night in paris

شبي باراني در پاريس است

And the harbour lights are low

و چراغ هاي بندر كم نورند

He must leave his love in Paris

Before the winter snow

او بايد عشقش را قبل از برف زمستاني در پاريس رها كند .

On a lonely street in Paris

در يك خيابان خلوت در پاريس

He held her close to say

او را تنگ در آغوش مي گيرد تا بگويد

We will meet again in Paris

When there are flowers on shamps elysees

هنگامي كه خيابان شانزده ليزه پر از گل شود

ما دوباره در پاريس همديگر را خواهيم ديد .

"How long " she said " How long"

دختر مي گويد : " چقدر طول مي كشد؟ چقدر؟"

And will your love be strong

و آيا عشقت به همين قدرت باقي خواهد ماند؟

When you're across the sea

وقتي آن طرف دريا هستي

Will your heart remember me

آيا قلبت از من ياد خواهد كرد؟

Then she gave him words to turn to

دختر به او چيزي گفت

When the winter nights were long

تا در شبهاي بلند زمستاني به ياد بياورد

 Nous serons encers amoureux

Avec les couleurs de printemps

ما كنار رنگهاي زيباي بهاري هنوز عاشق خواهيم بود

"And then" she said " And then"

و ادامه داد : " و بعد "

Our love will grow again

عشق ما دوباره جان خواهد گرفت

But in her eyes he sees

ولي او در چشمهايش مي ديد

Her words of love are only words to pleas

كه حرفش از عشق فقط براي دلخوشي است.

And now the lights of Paris

و حالا چراغهاي پاريس

Grow dim and fade away

كم نور و خاموش مي شوند

And I know by the lights of Paris

و با اين نور من مي فهمم

I will never see her again

كه هرگز او را دوباره نخواهم ديد.

ترجمه و برگردان : ممول نيکو

...........................................

از اين به بعد از اين قبيل کارها هم از من خواهيد داشت . البته برای خودم سخت تر و وقت گيرتره ولی به خاطر رشته ام برام خوبه . اگر يه نفر انگليسی بلد دست ياری بهم بده ( برای پيدا کردن متن) خيلی خوبه .

   + سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan - ٥:۳٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٥